معرفی انواع سبک های نقاشی به همراه توضیح...

شروع موضوع توسط pencil-society ‏1 نوامبر 2017 در انجمن سبک ها

به اشتراک بگذارید

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    استاکیسم

    استاکیسم یک جنبش هنری بین‌المللی است که توسط چارلز تامسون و بیلی چایلدیش در سال ۱۹۹۹ و با انتشار بیانیه استاکیست‌ها بنیان گذاشته شد. این بیانیه بیانگر دیدگاه‌های اصلی جنبش می‌باشد که مهمترین آن ترفیع نقاشی فیگوراتیو در مقابل هنر مفهومی است. در این بیانیه همچنین از نقاشی به عنوان وسیله‌ای برای خودشناسی، برقراری ارتباط و بیان احساسات، تجربیات و اندیشه‌ها یاد شده‌است.
    اولین گروه استاکیسم در شهر لندنِ بریتانیا و با ۱۳ عضو فعالیت خود را شروع کرد و تا سال ۲۰۱۶ این جنبش به ۲۳۶ گروه در ۵۲ کشور گسترش یافته‌است. علاوه بر نقاشی که زمینهٔ اصلی فعالیت استاکیست‌ها می‌باشد، بعضی از آن‌ها در دیگر رشته‌های هنری از جمله عکاسی، مجسمه‌سازی، فیلم و کلاژ نیز فعالیت دارند.

    نمونه آثار این سبک :

    Charles_Thomson._A_Single_Woman_in_London.jpg Paul_Harvey,_Ford_Anglia_with_Tent_and_Giotto_Tree.jpg
     
    a.khoshpayam، Link.Z، sahraaaa.art و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    آبستره (انتزاعی)

    هنر انتزاعی (آبستره) یا هنر مجرد به هنری اطلاق می‌شود که هیچ صورت یا شکل طبیعی در جهان در آن قابل شناسایی نیست و فقط از رنگ و فرم‌های تمثیلی و غیرطبیعی برای بیان مفاهیم خود بهره می‌گیرد.این اصطلاح معمولاً درمقابل هنر فیگوراتیو استفاده می‌شود و در معنای وسیعش می‌تواند به هر نوع هنری اطلاق شود که اشیا و رخدادهای قابل شناخت را بازنمایی نمی‌کنند، ولی عموماً به آن گونه از آفرینش‌های هنر مدرن اطلاق می‌گردد که از هر گونه تقلید طبیعت یا شبیه‌سازی آن، به مفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی، روی می‌گردانند.

    نموه آثار این سبک :

    alternate-route-56-jane-davies.jpg fresh-paint-2-jane-davies.jpg
     
    a.khoshpayam، Link.Z، sahraaaa.art و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    كنستراكتیویسم

    این سبک، یکی از دیگر از سبک های اولیه مدرن که در روسیه شوروی آغاز شد. این سبک زاده انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه به رهبری ولادیمیر لنین بود. طرفداران این سبک همزمان با جنبش سوسیالیسم در شوروی، به دنبال گسست از گذشته و نگاه به آینده بودند.

    واژه کانستراکتیویسم به معنی سازندگی دو هدف عمده داشت :
    ۱- هنر ناشی از الهام درونی و ضمیر ناخودآگاهانه نیست که فی البداهه خلق شود بلکه آن را آگاهانه و از سر قصد ساخت .
    ۲- تقلید از طبیعت به هیچ صورتی پذیرفته نیست، چون در آن سازندگی وجود ندارد و به علاوه دوربین عکاسی به بهترین صورتی آن را انجام می دهد. پس کار هنرمند خلاق آن است که اثر هنری خود را بسازد.
    کانستراکتیویسم هم مانند فوتوریسم به دنبال تکنولوژی، عمل گرایی و پیشرفت بود.
    اولین شعارهای کانستراکتیویست ها در اوایل دهه ۱۹۲۰ اینچنین بود:
    “مرگ بر هنر، زنده باد تکنولوژی
    زنده باد تکنسین های کانستراکتیویست.

    ویژگی دیگر آثار کانستراکتیویست ها اصرار بر نشان دادن ماهیت واقعی اشیا و اجسام، به ویژه محصولات صنعتی جدید مانند، شیشه، پلاستیک و آهن بود.

    کانستراکتیویسم معتقد به عملکرد و حذف تزئینات است، از دیدگاه کانستراکتیویسم ساختار و عملکرد است که باید معماری را شکل بدهد.
    یکی از جنبش هایی که در شکل گیری کنستراکتیویسم تأثیر داشت سوپرماتیسم است.
    حرکت هنر روسی که بوسیله کازمیر مالویچ پایه گذاری شد.

    نمونه آثار این سبک :

    DSC_0039.jpg Bert1b_l.jpg
     
    a.khoshpayam و sahraaaa.art از این پست تشکر کرده اند.
  4. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    روکوکو

    این سبک سبکی است که با رشد طبقه متوسط و بورژوای اروپا به وجود آمد و خاستگاه آن فرانسه بود. این سبک در ادامه باروک و در واقع به عنوان واکنشی علیه شکوه و جلال افراطی آن در کاخ‌ها پدید آمد. از نخستین نتایج آن ساختن خانه‌های شهری کوچک و راحت با تزئینات و ریزه‌کاری فراوان در فضاهای داخلی بود. هنر روکوکو باطراوت و مملو از سرزندگی است.-

    در تزئینات آن از خطوط منحنی اشکال صدفی رنگ‌های صورتی آبی و سبز روشن به وفور استفاده می‌شود. در زمینه نقاشی شیوه‌های گوناگونی در این دوران پدید آمد. نقاشان به شیوه‌های فردی گرایش پیدا کردند و دست به آزمون‌های تازه‌ای زدند که به رومانتیسیسم منتهی شد.

    از مهمترین نقاشان این دوره می‌توان به واتئو. شاردن. فراگونار و بوشه در فرانسه. تیه پولو در ایتالیا و گینز بارو در انگلستان اشاره کرد.

    نمونه آثار این سبک :

    L'Embarquement_pour_Cythere,_by_Antoine_Watteau,_from_C2RMF_retouched.jpg 790px-Vanloo,_Triumph_of_Galatea.jpg
     
    a.khoshpayam و sahraaaa.art از این پست تشکر کرده اند.
  5. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    Mysore
    این سبک , یک سبک نقاشی هندی است که فوق العاده پرجزییات و با رنگ هایی خفه ای همراه می باشد . موضوع اکثر این نقاشی ها نیز خدایان هندی هستند.

    نمونه آثار این سبک :
    4148bfb9aa332d249500219d6edf6076.jpg 90f03f94dd3120d1f5fc0714c5cc4341--mysore-art-tribal.jpg
     
    a.khoshpayam و sahraaaa.art از این پست تشکر کرده اند.
  6. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    مینیاتور ایرانی

    نقاشی مینیاتور از جمله هنرهایی است که قابلیت به تصویر درآوردن تمامی طبیعت را در قالبی کوچک دارد. مکاتب نقاشی مینیاتورهای ایرانی، از اولین قرون بعد از اسلام آغاز شده است. شیوه های نقاشی مینیاتور در ایران بسیار متنوع است. هر یک از استادان معروف نقاشی مینیاتور، تغییراتی در روش و شیوه هایی که قبل از خود متداول بوده، وارد نموده اند.

    نقاشی مینیاتور چیست؟
    مینیاتور در لغت به معنی کوچک تر نشان دادن است و مخفف شده کلمه فرانسوی «مینی موم ناتورال» است که حدوداً از دوره قاجاریان در زبان فارسی امروز مصطلح گردید. در حال حاضر در ایران به نقاشی های ایرانی، چه قدیم و چه جدید، که از سبک و روش اروپایی پیروی نکرده و دارای خصوصیات نقاشی سنتی باشند، نقاشی مینیاتور می گویند و این تعریف به صورت یک غلط بین ما پذیرفته شده است.
    نقاشی مینیاتور که به اعتقاد اکثر محققان در ایران تولد یافته و بعد به چین راه برده است، از دوره مغول به صورت تقریباً کامل تر به ایران بازگشته و هنرمندان ایرانی، تلاش بی شائبه ای را در تکمیل و توسعه آن صرف کرده اند. نقاشی مینیاتور از جمله هنرهایی است که قابلیت به تصویر درآوردن تمامی طبیعت را در قالبی کوچک دارد.

    مینیاتوریست، هنرمندی است که آن چه را خود می اندیشد، یا می پندارد که بیننده علاقه مند به دیدن آن است، تجسم می بخشد و به هیچ وجه تابع مقررات و قوانین حاکم بر فضای نقاشی نیست. مکاتب نقاشی مینیاتورهای ایرانی، از اولین قرون بعد از اسلام آغاز شده است. نقاشی مینیاتور ایرانی در قرون اولیه بعد از ظهور اسلام، در ترکیب با خط عربی تداوم یافته و بهترین نسخه های قرآن کریم را هنرمندان مبتکر ایرانی نوشته اند و به تزئین و تذهیب مصحف شریف پرداخته اند.

    بزرگان نقاشی مینیاتور

    هنرمندان بزرگ نقاشی مینیاتور عبارتند از: «رضا عباسی» که مربوط به دوره صفوی است. «سلطان محمد» و «میرزا علی» جزو نگارگر های تراز اول قدیم هستند. «محمود فرشچیان» و «محمدباقر آقامیری» هم جزو بزرگان عرصه نگارگری جدید هستند.

    روشهای مختلف طراحی مینیاتور:

    شیوه های نقاشی مینیاتور در ایران بسیار متنوع است. هر یک از استادان معروف نقاشی مینیاتور، تغییراتی در روش و شیوه هایی که قبل از خود متداول بوده، وارد نموده اند. این روشها را در طراحی می توان بطور کلی به سه دسته تقسیم کرد :

    1- طراحی مینیاتور رنگی:
    painting-miniature7-e1.jpg
    در این طرحهای مینیاتوری، در بعضی از قسمتها رنگ بکار رفته است. در این شیوه از نقاشی مینیاتور، از رنگ طلائی حتماً استفاده شده است. زمینه ی طرح به حال خود باقی می ماند قسمتهای مختصری از نقاشی مینیاتور که رنگی است، از رنگهای جسمی و روحی همراه با هم استفاده شده ولی اکثر کار با خطوط قلم مو طراحی شده است. طرحهای رنگی مینیاتور بیشتر در دوره ی صفوی، در آثار رضا عباسی متداول گردید.

    2- طراحی مینیاتور بدون رنگ:
    painting-miniature-e1.jpg
    اینگونه طرحهای نقاشی مینیاتور بطوری که از نام آن مشخص است فقط با قلم مو و رنگ سیاه روی زمینه های روشن کار می شود. این روش در تمام دوران مینیاتور ایران وجود داشته است. گاهی هم به جای رنگ مشکی از رنگهای تیره مثل رنگ قهوه ای، قرمز و آبی استفاده شده است.



    3- طراحی مینیاتور سفید قلم:
    painting-miniature6-e1.jpg

    طرحهایی مینیاتوری که با قلم مو و رنگ سفید، روی کاغذ یا صفحه ی تیره رنگ کار شده باشد، طراحی سفید قلم نامیده می شود. در ابتدا این روش نقاشی مینیاتور، بیشتر برای تزئین و طراحی روی جلد های روغنی که اکثراً سطح آنها مشکی بود، استفاده می شد. علاوه بر رنگ سفید، گاهی هم مختصر رنگ طلائی و یا رنگهای روشن دیگر، در اینگونه طراحی ها استفاده می شود.

    موضوع نقاشی های مینیاتور:
    موضوع نقاشی مینیاتور، معمولاً شکار و شکارچیان، حیوانات مختلف، پرندگان، اژدها، سیمرغ و اژدها، فرشتگان، دیوان، دراویش، چوپانان همراه با گوسفندان خود، استاد و شاگرد، جوانان در حالتهای مختلف نشسته و ایستاده، زندگی روستایی و کشاورزی و اتفاقات مهم تاریخی است و گاهی برای تزئین حاشیه ی اشعار و نوشته های کتب خطی نیز از نقاشی مینیاتور استفاده شده است.
     
    a.khoshpayam و sahraaaa.art از این پست تشکر کرده اند.
  7. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    مینیاتور عثمانی
    مینیاتور عثمانی سبکی از نقاشی و مشابه با مینیاتور ایرانی است و در آن از رنگ های شفاف سبز و آبی و قرمز استفاده می شود .

    نمونه آثار این سبک :
    Ottoman_miniature_painters.jpg Mehmet_I_honoraries_miniature.jpg
     
    a.khoshpayam، sahraaaa.art و Artist از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    سبک مدرنیسم (نوگرایی)
    zase.jpg

    d534c06c79372a97730c8af524aa9b8c_L.jpg
    Alexander gore pinks and oranges.jpg
     
    a.khoshpayam و sahraaaa.art از این پست تشکر کرده اند.
  9. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    سبک هنر ابتدایی
    اصطلاح هنر خام یا ابتدایی (به انگلیسی Art Brut) را جناب ژان دوبوفه، نقاش برجسته فرانسوی بعد از جنگ جهانی دوم، در مورد هنر کسانی به کار برد که خارج از شمول جامعه متعارف هنری قرار داشتند. یعنی نقاشی هاو خط خطی کردن‌های بیماران روانی، زندانیان، کودکان، انسانهای ابتدایی و خام دست، و امثال آنها. همان گونه که کوبیست‌ها در مراحل نخستین آفرینش‌های خوداز مجسمه‌های بومیان اقیانوسیه و افریقا الهام گرفتند، دوبوفه توانست از مطالعه هنرهای پیش گفته برای آفرینش کارهای خود الهام بگیرد. وی معتقد بود که این نوع نقاشی برخاسته از ابتکار خالص بوده و بیشترین توانایی را برای به نمایش درآوردن عواطف و ارزش‌های انسانی حائز است. او هنر خام را از هنر ناایو Naive Art (هنر ابتدایی یا کودک گونه) متفاوت می‌داند، به این دلیل که این هنرمندان، آثارشان را برای استفاده خودشان و ارائه شخصی بوجود می‌آورند. درحالیکه نقاشان ناایو در جریان نقاشی معقول باقی می‌مانند و به منظور شناخت عمومی (استقبال مردم یا دولت) فعالیت می‌کنند.

    نمونه آثار این سبک :
    b514014ae3ec285841d7e6d441bbe4b6.jpg Jean-Dubuffet-Compagnonnage-1956-detail.jpg
     
    sahraaaa.art از این پست تشکر کرده است.
  10. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    پست‌مدرنیسم

    الزام درك پست‌مدرنیسم را می شود در فهمیدن دوره پیش از آن یعنی مدرنیسم جستجو كرد. با آمدن كلمه «پست» در ابتدای هر واژه‌ای بی‌درنگ تداعی آن در كلمه و سپس عكس‌العمل یا اعتراض آن دو نسبت به هم متبادر می‌شود. پس اگرچه پست‌مدرن با مدرنیسم ارتباط تنگاتنگی دارد، ولی تفاوت‌های بارزی نیز وجود دارد.
    با آغاز تحولات حوزه‌ اندیشه، اجتماعی، سیاسی سده ۱۹ و اعتراض هنرمندان (به ویژه در فرانسه)‌ به اشكال و فرم‌های سنتی و به موازات هدف این هنرمندان برای ایجاد و گسترش طرح‌های نو، با تعریف دیگری به نام آوانگارد به معنای پیشرو مواجه هستیم. این دو ضمن همنوایی و مترادف شدن با هم با هر آنچه در وجوه مختلف سیاسی،‌ اجتماعی و فرهنگی وجود دارد مخالفت می‌كنند.
    مفهوم آوانگارد كه واژه‌ای نظامی به معنای پیش‌قراولی است؛ مهم‌ترین شاخصهٔ آن‌ها را خطر كردن، حركت به سوی جلو و جستجوی راه‌ حل‌های تازه برای جایگزین كردن الگو‌های سنتی دانست.
    ایده توسعه و پیشرفت به عنوان یكی دیگر از ویژگی‌های مدرنیسم است. مدرنیست‌ها بر این باورند كه واقعیت‌های نو كه در عصر نو به وجود آمده است،‌ همگی اصولی حتمی و مشخص هستند كه باید برای همه و همه جا مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین هنرمندان مدرن برای توسعهٔ ایده‌های خود به الگو نیاز داشتند.
    در راستای این الگوسازی، بحث اروپا محوری مطرح می‌شود، بدین ترتیب مدرنیسم تبدیل به اندیشه‌ای می‌شود كه تمامیت‌گرایی را تبلیغ می‌كند.
    ایهام‌زدایی، اعتقاد به یك پارچگی و وحدت، اصالت اثر هنری و تقسیم هنرها به دو دسته هنرهای والا و هنرهای سخیف و رواج اندیشهٔ هنر برای هنر را از دیگر ویژگی‌های مدرنیسم است.
    هنرمندان این دوره با اعتقاد به این مضامین به ویژه وحدت، بر این باورند كه هر رسانه و هنری به طور مستقل كاركرد خودش را دارد و وابستگی كامل به خصلت‌های مادهٔ تشكیل دهندهٔ خود دارد. همچنین با تكیه بر این مفاهیم افراد را به دو دسته انقلابی و مرتجع تقسیم می‌كنند و حد وسطی بین این دو قائل نیستند. از طرفی دیگر با طرح مسئله اصالت و تقدم و تأخر در جامعهٔ مدرن، آن‌ها معتقدند؛ دیگر هیچ‌چیز اصیل نیست،‌چون همهٔ آن‌ها،‌ پیش‌تر به نوعی دیگر وجود داشته‌اند. پس ما با یك محور به نام غرب مواجه هستیم كه همه معیارها را تعیین می‌كند و اوست كه می‌گوید چه چیز خوب و اصل و كدام بد و غیراصیل است.

    ویژگی‌های این مکتب
    بعضی منتقدان مرز و زمان مشخصی برای پست‌مدرنیسم قائل نیستند و حتی گروهی دیگر آن را ادامه مدرنیسم می‌دانند .
    از دههٔ‌ اول قرین ۲۰ تا دهه‌های ۵۰ و ۷۰ نمونه‌هایی از هنر پست‌مدرن دیده شده اما غالباً آن را مربوط به ۱۹۷۰ به ویژه ۱۹۸۰ می‌دانند. گاهی حتی برای آن واژه معاصر را هم به كار می‌برند كه البته همیشه مترادف با پست‌مدرن نیست. معاصر عنوانی است كه از ۱۹۴۰و بیشتر در ۱۹۷۰ به كار گرفته شد و گاهی شامل آثار مدرن نیز است. فراموش نكنیم در این دوره خیلی از هنرمندان و متفكران زیربار اصطلاح پست‌مدرن نمی‌رفتند.
    اگرچه پست‌مدرن از بطن مدرنیسم به وجود آمد اما با پارادوكس هایی Paradox )) كه مدرنیسم به آن مبتلا شده بود مخالف بود. این مكتب،‌ اگرچه به دنبال یك الگوی خاص و چارچوب‌بندی می‌گشت، اما به نوعی با ارائهٔ الگو نیز سازگاری نداشت، لذا شروع به نقد بنیان‌های قبل از خود به ویژه تمامیت خواهی كرد. پس پست‌مدرنیسم در مقابل هرگونه تقسیم‌بندی قد علم كرد و برخلاف انسجام و انجماد مدرنیسم به دنبال چیزهای متزلزل و غیرواقعی رفت.
    به دنبال این طرز تفكر هرآنچه قطعیت داشت زیر سؤال رفت و تبدیل به نسبیت شد، به دنبال آن هم تقسیم‌بندی دوگانه، مصالح و وحدت در هنر مورد تردید قرار گرفت و تمایزها كمرنگ شد.
    او در بخش دیگری از سخنان خود از خودآگاهی به عنوان یكی از اركان پست‌مدرنیسم نام برد و گفت: برخلاف مدرنیسم كه تابع یك صدایی بود، پست‌مدرن به قطعه قطعه شدگی و چندگانگی (تكثرگرایی) علاقه‌مند است، هنرمندان این سبك به جای صراحت به ابهام روی آورده، موضوعات غیرمحوری را مطرح می‌كنند و به موضوعات تخریب‌شده كه تاكنون مورد اهمیت نبوده بها می دهند
    ماحصل این عقاید تردید در یگانگی و عدم یك بنیاد واقعی برای حقیقت است. طرفداران این سبك می‌گویند؛‌ با این تفاسیر چه كسی تصمیم می‌گیرد كه حقیقت كدام است كه بخواهد آن را به دیگران هم بگوید. پس ترجیح جایگزین حقیقت شد. با این نگاه، آوانگارد هم با مشكل مواجه شد، چون آوانگاردها با سه‌تیزه‌جویی می‌خواستند به جلو حركت كنند، اما آیا افق وجود دارد؟ چه كسی می‌خواهد آن را تعیین كند؟
    علی‌رغم محوریت غرب در دوره‌های پیش‌تر و رواج اندیشه‌های پسااستعمارگر، پست‌مدرنیسم هویت را به عنوان یكی از محورهای خود قرارداد و در مقابل آن اندیشه‌ها ایستاد. حالا دیگر، هنر سرزمین‌های دیگر نه تنها فقط تزئینی یا جزء هنر سخیف نبود، بلكه مورد توجه قرار گرفت و برای توسعه توریسم شاخصه‌های آن مطرح شد.


    نمونه آثار این سبک :
    yarber.jpg

    T03469_9.jpg
     
    a.khoshpayam و sahraaaa.art از این پست تشکر کرده اند.
  11. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    آوانگارد
    این واژه لغتی است فرانسوی به معنی پیشتاز و یا پیشرو , که در سال 1850
    بصورت جنبشی هنری ظهور کرد. این لغت ریشه نظامی دارد به معنی سربازی که جلو دار در جبهه جنگ است و به هنری اطلاق میشود که فرم و زبان قدیم را شکسته, سبکی جدید بدعت میکند
    نگاه هنرمند آوانگارد معمولا بر خلاف نگاه معمولی بیننده است و به همین دلیل و به دلیل بیان پیچیده اش , ارتباط وی با جامعه چندان قوی نیست بخصوص که جامعه اصولا آموزش آکادمیکی و یا حتی آموزش سطحی در این باره ندارد, و بویژه که مشکلات در جهان امروز مجال چنین آموزشهایی را حتی از طریق رادیو تلویزیون به کسی نمیدهد .در واقع میتوان اذعان داشت که هنر آوانگارد امروزه با وجود همه امکانات تکنیکی و هنری و حتی رسانه ای , به دلیل تعداد اندک مخاطب و همچنین به دلیل رواج هنر ساده و مبتذل , بشدت در حال افول است و امیدی چندان به بقای آن نیز نمیرود . این افول علاوه بر سینما, شامل هنر های دیگر از جمله موسیقی, تاتر , رقص , نقاشی و تا حدی عکاسی نیز میشود .هر چه زمان میگذرد هنر آوانگارد نیز از عمرش کاسته شده و به همان نسبت به پیشتازی هنر عامیانه که درکش برای همگان ساده تر است افزوده میشود که نتیجه اش در جا زدن هنر آوانگارد است, و این بر خلاف اسمش است که با مدرنسیم و پست مدرنیسم و یا همانا با آیندگان نیز مرتبط است .شاید تنها هنری که در مسیر آوانگاردیسم مانند رودی باریک به راه خود ادامه میدهد شعر نو است که خوشبختانه بسیاری از نسل جوان امروز بخصوص دختران پبیشتاز آنند و علت پویا بودنش شاید آسان بود وسیله کاربرد آن است که آنرا از هنر نقاشی و موسیقی و تاتر و دیگر هنر های تجسمی مجزا میکند, و چون زبان , تنها وسیله بیان احساسات درونی شاعر است راحت تر میتواند حس خود را بیان کرده و با اجتماع در ارتباط قرار گیرد.
    گفته میشود که قدرت هنر آوانگارد به این است که در واقع بستری است که در آن ضروری ترین وسریعترین راه به تغییرات رفرمهای سیاسی- اقتصادی و اجتماعی شکل میگیرد. به عبارتی هنرمند آوانگارد پای چوبین جامعه را از وی گرفته سعی میکند وی را به روی دو پای خود بایستاند. این پاهای چوبی همان است که جامعه با آن اخلاق- فرهنگ - اعتقادات- و سنت های استاندارد راه خود را میپوید.
    آوانگاردیست سعی در نفی گذشته ندارد بلکه به تغییر انتقالی معتقد است که به تدریج خود را از تکرار چیزهای گذشته و کلیشه ای برهاند , و این انتقالیست بس کند و بطئی , زیرا قواعد و هنجار ها چنان در جامعه شکل گرفته و پذیرفته شده است که مانع نشو و نمای لازم آن میشود.
    در موسیقی, آوانگاردیسم میتواند با حفظ بخشی از هنر سنتی و یا تلفیقش با عناصر موسیقی قدیم , از مرزهای گذشته عبورکرده, راه را برای اصوات و ملودیهای جدید باز کند
    و به همین دلیل این گونه هنرمندان نوعی ساختار شکن محسوب مبشوند که سعی در ایجاد
    زبانی جدید میکند که همین زبان میتواند هنر موسیقی را از تکرار و یکنواختی بیرون آورده و حرفهای تازه ای بزند.این حرف تازه میتواند احساسات درون هنرمند را که چه بسا با احساسات بسیاری از انسانها مشترک است و زمینه های مشترکی به دلیل اشتراک در خلقت و زندگی روزمره دارند مرتبط سازد .این زبان که تا دیروز وجود نداشته و ناشناخته بوده امروزه میتواند با شناخت بیشتر برای بسیاری قابل فهم باشد با این تفاوت که نقش سیلقه را در این میان نمیتوان نادیده گرفت همانطور که در سایر هنر ها ازجمله موسیقی پاپ و کلاسیک و غیره این اصل وجود دارد
    موسیقی پاپ که زمانی جلو دار زمان خود بود امروزه بدون هیچ تغییری همچون گذشته, لجام گسیخته به جلو میتازد تا جایی که به نوعی ابتذال رو آورده وبسیاری از مردم عامه پسند که هیچ تغییری به مزاجشان سازگار نیست این ابتذال را پذیرفته و از آن نیز لذت میبرد .
    لازم به ذکر است که هنر پاپ که به معنی پاپیولار و عوام پسند است در نیمه سالهای 1950 در انگلستان و آمریکا بصورت جنبشی در موسیقی پدیدار شد. در آنزمان هنر پاپ, سعی در ایجاد هنرهای زیبایی نمود که با آن هنر عامه پسند را به مبارزه طلبید .
    در نقاشی نیز در آنزمان سبکهای مدرنی پایه گذاری شد. یکی از روشهای این موجها ایجاد زبان آیرونی و یا طعنه بود که معنای مخفی داشت
    آیرونی نیز در هنرهای دراماتیکی بدین معنی بود که حرفهایی که واضح و بدیهی بودند معانی دیگری در پشت خود دارند که گاه این زبان دست به اغراق و برجسته نمودن گوشه ای از وقایع و یا اشیا میزد .
    غرض از این برجستگی و اغراق, نمایاندن بخشی از واقعیت های موجود بود تا بدان وسیله با بیننده ارتباط برقرار میکرد.
    در هنر های دراماتیکی هنرمند نیز با توسل به آیرونی , نقاط ضعف شخصیت ها را که بیننده نیز از آن آگاه است عمدا برجسته تر میکرد تا به نتیجه مطلوب برسد و این برجستگی و گاها اغراق تابدانجا پیش میرفت که در تضاد با واقعیت قرار میگرفت .

    نمونه آثار این سبک :
    avant-garde-jazz-leon-zernitsky.jpg df.jpg
     
    a.khoshpayam از این پست تشکر کرده است.
  12. pencil-society

    pencil-society صندلی وفا نداره مدیر :) ادمین مدیر ارشد

    ورودی های وبلاگ:
    1
    تاریخ عضویت:
    ‏22 اکتبر 2017
    ارسال ها:
    266
    تشکر شده:
    387
    جنسیت:
    مرد
    سبک کانستراکتیویسم یا ساختار گرایی:
    این سبک، یکی از دیگر از سبک های اولیه مدرن که در روسیه شوروی آغاز شد. این سبک زاده انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه به رهبری ولادیمیر لنین بود. طرفداران این سبک همزمان با جنبش سوسیالیسم در شوروی، به دنبال گسست از گذشته و نگاه به آینده بودند.

    واژه کانستراکتیویسم به معنی سازندگی دو هدف عمده داشت :
    ۱- هنر ناشی از الهام درونی و ضمیر ناخودآگاهانه نیست که فی البداهه خلق شود بلکه آن را آگاهانه و از سر قصد ساخت .
    ۲- تقلید از طبیعت به هیچ صورتی پذیرفته نیست، چون در آن سازندگی وجود ندارد و به علاوه دوربین عکاسی به بهترین صورتی آن را انجام می دهد. پس کار هنرمند خلاق آن است که اثر هنری خود را بسازد.
    کانستراکتیویسم هم مانند فوتوریسم به دنبال تکنولوژی، عمل گرایی و پیشرفت بود.
    اولین شعارهای کانستراکتیویست ها در اوایل دهه ۱۹۲۰ اینچنین بود:
    “مرگ بر هنر، زنده باد تکنولوژی،
    زنده باد تکنسین های کانستراکتیویست.”

    ویژگی دیگر آثار کانستراکتیویست ها اصرار بر نشان دادن ماهیت واقعی اشیا و اجسام، به ویژه محصولات صنعتی جدید مانند، شیشه، پلاستیک و آهن بود.

    کانستراکتیویسم معتقد به عملکرد و حذف تزئینات است، از دیدگاه کانستراکتیویسم ساختار و عملکرد است که باید معماری را شکل بدهد.
    یکی از جنبش هایی که در شکل گیری کنستراکتیویسم تأثیر داشت سوپرماتیسم است.
    حرکت هنر روسی که بوسیله کازمیر مالویچ پایه گذاری شد.

    ویژگی های سوپرماتیسم هنر بدون شیئی خاص:
    – رهایی هنر از نشان دادن جهان (مناظر و اشیا)
    – اشکال هندسی که روی بوم نقاشی می شد.
    – مطالعه فرم ها و هنری که مربوط به اشکال هندسی و رنگ می شود.
    – تأثیر زیاد در گسترش هنر مدرن در اروپا، معماری و طراحی صنعتی.

    نقاشان کنستراکتیویسم حتی ترسیم اشیاء سه بعدی در نقاشی را نوعی تقلید به شمار می آوردند و نقاشان این نهضت، خود اشیاء را به جای ترسیم سه بعدی آنها- در کارهایشان به کار گرفتند. نقاشی ایشان عملاً نوعی نقش برجسته شد که آن را کنتراریلیف و کرنر ریلیف نامیدند. اولین ساختمان این سبک ماکت بنای یادبود ولادیمیر تاتلین برای بین الملل سوم (۱۹۱۹) مشهود است.

    تاتلین، نقاش، یکی از مهم ترین نمایندگان سبک ساختارگرایی یا کنستراکتیویسم است. طراحی او برای بنای یادبود و مرکز بین الملل سوم به عنوان اولین پروژه معماری که از سنت فاصله گرفته، شناخته می شود.

    نمونه آثار این سبک :
    th-malevich.krasnodar.jpg ceb71a29d72470e753f2198d97f37281.jpg
     
    a.khoshpayam از این پست تشکر کرده است.
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.

به اشتراک بگذارید